وضعیت کارگران ایران در رژیم جمهوری اسلامی

وضعیت کارگران ایران در رژیم جمهوری اسلامی

 

 

  • تقديم به کارگران سرزمینم ایران

                                                                                   

اولین روز ماه مه برابر بادوازدهاردیبهشت، روزیکه صدای اعتراض کارگران شیکاگو در جهان طنین انداز شد، روز جهانی کاروکارگرنامیده شده است. اگر در اعتراضات ۱۳۴ سال پیش، کارگران شیکاگوخواستارشرایط بهتر کاروکاهش ساعات کاریبودند ، امروز کارگران سرزمینم، از فرط درماندگی و گرسنگی، درحالیکه قادر به تأمین نیازهای اساسی و اولیه زندگی خود نیستند، دست به اعتصاب میزنند، بازداشت میشوند ودر نهایت بایک برچسب سیاسی به سال ها حبس محکوم شده وروانه زندان میشوند.مطابق با اساسنامه سازمان جهانی کار، همه افراد بشر حق دارند از رفاه مادی ورشد معنوی در فضایی آزاد و مطمئن، از امنیت اقتصادی وفرصت های برابر برخوردارشوند وهمچنین حق تشکیل انجمن ها و سندیکاها را دارند.

. ایجاد و فعالیت انجمن ها و تشکل های مستقل کارگری - از جمله سندیکاها و اتحادیه ها در تعیین  حدودِ منافع و دفاع از حقوق اقتصادی و اجتماعی کارگران و یا به گفته ی دیگر در بهبود شرایط زندگی و موقعیت اجتماعی طبقه ی کارگر نقشی بسیار مهم و تعیین کننده دارد. جمهوری اسلامی با سرکوب اعتراضات و کشتار و زندانی کردن فعالین کارگری در طول ۴۱ سال حکومت خود بر مردم ایران، قانون ممنوعیت برده داری که رضا شاه کبیر در سال ۱۳۰۷ در مجلس شورای ملی به تصوی برساند را احیاکرده است. لذا لازم میبینم نگاهی دقیق و موشکافانه به وضعیت کارگران در دوران قبل و پس از فتنه ۵۷ بیاندازیم.

 

وضعیت کارگران پیش از فتنه ۵۷

یکی از اقدامات ارزنده و بسیار مدرن محمدرضا شاه در دوران پادشاهی خود "انقلاب سفید شاه ومردم " بود. اقدامی بی نظیر که نمونه آن را به سختی میتوانیم در کشورهای پیشرفته آن دوران یافت کرد.انقلاب سفید شاه و مردم، نامی برای یک سلسله تغییرات اقتصادی واجتماعی درایران بود. این سلسله تغییرات،مشتمل بر اصول نوزده گانه، در دوران پادشاهی محمدرضا شاه و به همت نخست وزیران وقت به تحقق پیوست. مردم به انقلاب سفید، در تاریخ ۶بهمن سال ۱۳۴۱ دریک همه پرسی رأی مثبت دادند. این سلسله تغییرات علیرغم مخالفت شدید روحانیون، درصدر آن روح الله خمینی که مخالف هرگونه نوگرایی در ایران بود، به تصویب رسید.تمامی این اصول در زمان خود به اجرا درآمدند و تاثیر قابل توجهی در آبادانی کشور و بالابردن سطح رفاه ایرانیان داشتند. در این قسمت تنها به شرح مختصری از آن دسته اصولی میپردازم که بطور مستقیم در جهت ارتقای کاری ومعیشتی کارگران مصوب و اجرا گردید.

  • براساس اصل چهارم انقلاب سفید، سهیم کردن کارگران در سود کارخانه، کارگران در سود خالص واحد های صنعتی شریک می شدند.در سال ۱۳۵۶، پانصد وسی هزار کارگر بخش خصوصی و دولتی، سودی برابر با دوازده میلیارد ریال بدست آوردند که برای هرنفر معادل یک تا دوماه دستمزد اضافه بود. قوانین کارگری اصل چهارم انقلاب سفید سه سیاست اشتغال، مزد وبهره وری را دنبال میکرد. براساس سیاست اشتغال؛ هرکارگر ایرانی حق داشتن کار و بیمه های اجتماعی را داشت واگر به هر علتی، کارگر کار خود را از دست می داد، می بایست مانند کشورهای پیشرفته صنعتی از بیمه بیکاری استفاده میکرد و کوشش می شد که هرچه زودتر برای وی کاری مناسب تخصص وی پیدا شود.
  • براساس سیاست حداقل دستمزد؛ هرسال یکبار باتوجه به نوسانات اقتصادی و نیازهای لازم زندگی، حداقل مزد یک کارگر ساده تعیین می شد تا به سبب تورم یا دیگر شاخص های هزینه زندگی، رفاه کارگر تأمین باشد.
  • براساس سیاست بهره وری؛ هر ایرانی در هر شرایطی، حق آموزش رایگان در مراکز کارآموزی را داشت و متعاقب آن، کارگران از دستمزد و رتبه کاری بالاتری بهره مند می شدند. در این راستا بانک رفاه کارگران، با اعطای وام با بهره چهار درصد به کارگران، در ایجاد تعاونی ها کمک می کرد و طبق آمار رسمی، با چندین میلیاردهایی که در این زمینه پرداخت شد، کارگران توانستند خانه بخرند یا خانه های خود را تعمیر کنند ودر نتیجه از رفاه بیشتری برخوردار شدند.
  • تصویر ذیل آگهی استخدام شرکت ارج در سال ۱۳۵۶ می باشد که در روزنامه اطلاعات به چاپ رسیده و سند محکمی از تحقق اصل چهار انقلاب سفید محمدرضا شاه می باشد.

با اجرای اصل ششم انقلاب سفید،ایجاد سپاه دانش، نرخ بی سوادی کارگران تا سال ۱۳۵۷ تقریبا چهل درصد کاهش یافت.

  • براساس اصل سیزده انقلاب سفید که در تابستان ۱۳۵۴ به تصویب رسید، واحدهای صنعتی وتولیدی خصوصی و دولتی که از گشایش آنها پنج سال می گذشت، می بایست وضع خود را به شرکت سهامی عام تبدیل کرده و تا ۴۹درصد از سهام واحد های خصوصی را به کارگران و کارمندان همان واحد و سپس به مردم بفروشند. واحدهای صنعتی نیز موظف به فروش ۹۹درصد سهام خود بودند. در نتیجه همه مردم در گسترش اقتصاد ملی شریک بودند. با اجرای این اصل، تا سال ۱۳۵۵،صدو پنجاه وسه واحد تولیدی کشور در اختیار بیش از ۱۶۳۰۰۰ کارگر وکشاورز قرار گرفت و طبق آمار، در سال ۱۳۵۷ سیصد و بیست واحد بزرگ تولیدی ۴۹درصد سهام خود را به کارگران و سایر مردم فروختند. در چهارچوب این اصل، کارگر هم مالک بود وهم برای خودش کار می کرد که این خود باعث افزایش انگیزه در کارگران می شد.
  • با اجرای اصل هفدهم انقلاب سفید، پوشش تأمین اجتماعی برای همه ایرانیان ، همه اقشار جامعه زیر پوشش بیمه تأمین اجتماعی قرار میگرفتند. قانون تأمین اجتماعی در دوران انقلاب سفید از نظر پشتیبانی های قانونی و مورد های تأمین اجتماعی از قانون های بسیار پیشرفته گیتی بود. تأمین اجتماعی بیمه های حوادث، بیماری ها،پیری، از کارافتادگی، نقص عضو، بیمه دستمزد روزهای بیماری وکمک ازدواج را شامل می شد. در برنامه بود که بیمه استعدادها نیز برقرار شود. انقلاب سفید شاه ومردم تنها گوشه ای از خدمات ارزنده محمد رضا شاه در جهت رفع تبعیضات اقتصادی و اجتماعی وبالابردن سطح رفاه مردم ایران بود. تلاش محمد رضا شاه برای رشد و ترقی، نوزایی و نوسازی ایران و ایرانی و مدرنیزه کردن اقتصاد وجامعه، خاری در چشم روحانیون بود.  روحانیون از این واقعیت کاملا آگاه بودند که در جامعه مدرن، جایی برای خرافه پرستی وباورهای غلط دینی وجود ندارد وروحانیون در طوفان مدرنیزاسیون حذف خواهند شد. بدین علت جامعه روحانیت در حال احتضار به رهبری روح الله خمینی و به کمک نیروهای چپ گرا (کمونیست ها)، با تحریک و تهییج مردم بخصوص طبقه کارگر علیه دولت وقت، زمینه های فتنه ۵۷ را فراهم آوردند.

 

  • وضعیت کارگران پس از فتنه ۵۷

خمینی با وعده های توخالی مجانی کردن آب و برق و ساختن مسکن برای مستمندان و به مقام انسانیت رساندن ایرانیان، شورش ۵۷ را به ثمر رساند. روحانیون پس از فتنه ۵۷، زمانیکه به هدف خود رسیدند،چهره ی دیگری از خود به ایرانیان نشان دادند.

  • پس از فتنه ۵۷، منحل کردن شوراها و سندیکاهای کارگری مستقل و سرکوب اعتراضات کارگری، خطی مشی روحانیون قرار گرفت. آنها خانه کارگر، که در دهه ۴۰ در دوران پادشاهی محمد رضا شاه با نام "سازمان کارگران ایران" تاسیس شده بود و شوراها و سندیکاهای کارگری مستقل را، غیر اسلامی خوانده، آنها را به زور چماق اشغال کرده و شوراهای اسلامی کار را جایگزین آن ها کردند‌.
  • از همین زمان به بعد،با شدت گرفتن خفقان حاکم بر جامعه کارگر و خلف وعده های دولت جدید، شدت اعتراض ها و اعتصاب ها افزایش یافت. هرچند جمهوری ننگین اسلامی تمامی این اعتصابات را در هر دهه به نحوی سرکوب کرده است. آن ها هزاران کارگر مبارز را دستگیر و کارگران بسیاری را روانه جوخه های اعدام کردند. فعالین کارگری را، جهت مسکوت کردن اعتراض ها،از کار اخراج کردند. در دوران جنگ ایران وعراق، بیست درصد از کارگران موظف بودند به جبهه بروند. پس از جنگ نیز، جمهوری ننگین به جای کاهش فشارهای اقتصادی تحمیل شده بر طبقه کارگر، به بهانه بازسازی اقتصاد، طرح تعدیل نیروی انسانی را در کارخانه ها اجرا کرد. اجرای این طرح و طرح خصوصی سازی، منجر به بیکاری بسیاری از کارگران شد. کارگرانی که پس از اخراج از هیچ گونه حق بیکاری یا تأمین اجتماعی برخوردار نبودند. نمونه دیگر خیانت جمهوری اسلامی به قشر کارگر، تصویب قانون قرارداد های موقت، و حذف کارگران کارگاه های زیر پنج و ده نفرو همچنین کارگران شاغل در مناطق آزاد و ویژه اقتصادی از شمول قانون کار بود. تمامی این عوامل خشم کارگران را از دولت جدید و به متعاقب آن آمار اعتراض ها و اعتصاب ها را افزایش داد. به همین دلیل، جمهوری غاصب اسلامی هم با شدت بیشتری اعتراض ها را سرکوب میکرد.
  • وحشیانه ترین سرکوب کارگران را در سال ۱۳۸۲ شاهد بودیم. عاملان جمهوری اسلامی کارگران "ذوب مس" و خانواده های آن ها را، که در اعتراض به اخراج دویست کارگر در مقابل فرمانداری شهر بابک تجمع کرده بودند، به گلوله بستند و چهار نفر را کشته وده ها تن را زخمی کردند. نمونه دیگر این اعتراض ها در سال های اخیر، اعتراض کارگران کشت وصنعت نیشکر هفت تپه و شرکت فولاد می باشد. اعتراض کنندگان علاوه بر حقوق معوقه، خواستار پرداخت حق سنوات خدمت، پرداخت هزینه بازنشستگی کارگرانی که با مشاغل سخت وزیان آور بازنشسته شده اند و عقد قرارداد با کارگران روزمزد هستند. خواسته هایی که در طی سه سال نه تنها هنوز برآورده نشده، بلکه دستگاه قضایی برای هریک از متهمان پرونده هفت تپه، در دادگاه تجدید نظر، پنج سال حبس تعیین کرده است. اسماعیل بخشی، فعال کارگری،محمد خنیفرکارگر نیشکر هفت تپه،وپنج تن دیگر که اعضای نشریه گام هستند متهمان این پرونده هستند. هرساله به مناسبت روز کارگر، جمهوری غاصب اسلامی، با یورش به خانه کارگران معترض،با بازداشت وزندانی کردن آن ها، مراتب تقدیر وتشکر را از جامعه کارگری به عمل می آورد.
  • در میان این کارگران معترض،کارگرانی هم بودند وهستند که قبل از بلند شدن فریاد اعتراضشان، گلوی آنها با خاک پر می شود. طبق آمار رسمی روزانه پنج تا هفت کارگر در اثر حوادث ناشی از کار جان خود را از دست می دهند. علت اصلی این حوادث، غیر استاندارد بودن محیط کار،عدم تامین وسایل ایمنی از سوی کارفرما و دستمزد پایین که کارگر را ملزم به اضافه کاری می کند، هستند. چند نمونه از این جنایت ها را می توان انفجار معدن یورت در سال ۱۳۹۶، ریزش تونل متروی قم در سال ۱۳۹۹، و ریزش معدن چری در سال ۱۳۹۶ نام برد که  منجر به کشته و زخمی شدن ده ها کارگر شدند. آیا جمهوری اسلامی جوابگوی خون های به زمین ریخته و خانواده های بی سرپرست این کارگران می باشد؟
  • در طول چهل و یک سال حکومت دیکتاتوری اسلامی، کارگران همواره به عدم دستمزد عادلانه (در سال ۱۳۹۹،افزایش ۲۱درصدی حقوق کارگران در حالی اعلام شد که تورم ۴۱ درصد اعلام شده است)، عدم امنیت شغلی، قراردادهای موقت و حق تشکل و تجمع، اعتراض داشته اند. آنجاییکه رژیم جمهوری اسلامی نتوانسته با وعده های دروغین این اعتراض ها را خاموش کند، نقاب از چهره برداشته و چهره واقعی و خوی وحشیگرانه خود را به جهانیان نشان داده است؛ ده ها کارگر را به گلوله بسته،اعدام کرده ویا به حبس های طولانی محکوم کرده و خانواده های آن ها را در فقر و گرسنگی رها ساخته است. در کشوری که از لحاظ منابع طبیعی ثروتمند ترین کشور دنیاس اما کارگر فریاد "ما گرسنه ایم... گرسنه" سر می دهد و هر روز آرزوی مرگ می کند، کرامت و آزادی انسان ها مفهومی ندارد. سردمداران این رژیم، با سلب حقوق طبیعی هر فرد در جامعه، هدفی جز احیای برده داری ندارند. به فرموده شاهزاده رضا پهلوی: " تا ایران در اشغال جمهوری اسلامی است، فقر، دروغ، تحریم، بیداد و تبعیض، فساد افسار گسیخته و ستمگری نیز بر کشور حکمفرماست http://keyhan.london ↖  " و تنها راه رهایی و عبور از این فرقه تبهکار اسلامی، باهم بودن و سر دادن فریاد های دادخواهی در هر کجای دنیاست.

به امید صبح روشن آزادی

 

فقر و محرومیت

yekloq22.jpg

بحران آب در ایران

zayande-rood.jpg

جشن های ایرانی

kozeshekani.jpg